هدايت هاي حكيمانه

1- آنحضرت (ع) به يكي از شيعيانش فرمود : فلاني را ملامت كن و بگو : اگر خدا خير بنده اي را بخواهد (در آن صورت ) هر گاه ملامت شود بپذيرد.

2- متوكل (يكي از خلفاي عباسي ) نذر نمود كه اگر از بيمايش عافيت يابد مال كثيري را صدقه دهد ، پس چون عافيت يافت از علما پرسيد : اندازه مال كثير چه مقدار است ، هر كدامشان چيزي گفت ولي به معناي آن نرسيدند ، سپس از امام هادي (ع) پرسيد ، حضرت (ع) فرمود : هشتاد درهم بدهد ، گفت : به چه دليل ؟ فرمود : خداوند به پيامبر خود وحي فرمود كه :" لقد نصركم الله في مواطن كثيرة " : " بي شك خداوند شما را در ميادين بسيار ياري كرد - توبه : 25 " ، وما ميادين نبرد آنحضرت را شمرديم وبه هشتاد رسيديم ، وخداوند آن تعداد را كثير وبسيار ناميده . پس متوكل از اين سخن خرسند شد وهشتاد درهم صدقه داد.

3- همانا خداوند را مكانهائي است كه دعا نمودن در آنها را دوست دارد ، ودعاي هر كس را در آنجا مستجاب مي فرمايد ، وموضع قبر سيد الشهداء از آن جمله است.

4- هر كس از خدا بترسد از او بترسند ، وچون خدا را فرمان برد از او فرمان برند ، هر كس كه از خالق اطاعت كند ديگر هيچ با كي از غضب وخشم مخلوق نداشته باشد ، وهر كس كه خدا را بخشم آرد مسلّما بداند كه دچار خشم مخلوقين خواهد گرديد.

5- خداوند نه وصف گردد و نه تعريف جز بدانچه خود خويش را وصف نموده ، وچگونه وصف شود آن خدائي كه حواس از در كش ناتوان ، وتصورات از دستيابيش در مانده ، وافكار از محدود ساختنش عاجز است ودر ديده نگنجد ، آن خدائي كه نزديكي او دوري است ودوريش نزديكي ، او خود كيفيت را آفريده بي آنكه گويند او چگونه است ، ومكان را خود پديد آورده بي آنكه گويند كجاست ، وساحتش بر كنار از كيفيت ومكان است ، او يكتا ويگانه است ، عظمت وجلالش با شكوه ، ونامهايش پاك ومنزه است.

6-حسن بن مسعود گويد : خدمت امام هادي (ع) رسيدم - در حالكه انگشتم خراش خورده ؛ و شانه ام در اثر بر خورد با راكبي صدمه ديده بود ، ونيز در اثر ورود به ازدحام مردم برخي از لباسهايم پاره شده بود -  وگفتم : اي روز ، خدا مرا از شر تو نجات دهد ، چقدر تو شوم بودي !پس آنحضرت (ع) بمن فرمود : اي حسن ، تو هم با اينكه با ما آمد و شد داري گناهت را بگردن بي گناهان مي اندازي ؟! حسن گفت :(با شنيدن اين سخن ) حواسم جمع شد و عقلم به من باز آمد و به خطايم پي بردم ، عرض كردم : مولاي من! از خدا آمرزش مي طلبم ، امام فرمود : اي حسن ، مگر روزها چه گناهي دارند كه چون جزاي كردار خود را مي بينيد آنها را شوم پنداشته وبد مي گوئيد ؟! حسن گفت : تا آخر عمر استغفار خواهم كرد ، آيا آن توبه ام بحساب مي آيد اي زاده رسولخدا ؟ فرمود: بخدا سوگند آن (بد گوئيها ) شما را سودي نبخشد ، بلكه خداوند شما را به مذمت كردن بي گناهان مجازات مي كند ، اي حسن ، مگر نميداني آنكس كه در برابر اعمال و كردار در اين سرا وآن سرا ثواب دهد و كيفر نمايد وتلافي كند تنها خدا است ؟ گفتم: اينگونه است مولاي من ، فرمود : ديگر تكرار مكن ، وبراي روزها هيچ تاثيري در فرمان و حكم خدا قائل مشو ! حسن گفت : بروي چشم ؛ آقاي من .

7- هر كس خود را از مكر ومواخذه سخت خدا ايمن بداند ، مغرور گشته ، تا آنجا كه قضا وحكم حتمي خدا بر او جاري شود (يعني مرگ گريبانش  را بگيرد )، وهر كس كه پروردگارش را بشناسد و بدو آگاه باشد ، مصيبت دنيا برايش سبك شود ، هر چند با قيچي بريده شود و با ارّه  قطعه قطعه گردد!.

- داود صرمي  گويد : آقايم (امام هادي "ع") مطالبي ضروري را به من فرمود ، سپس مرا گفت بگو ببينم آنها را چگونه مي گويي ، ولي من آنگونه كه فرموده بود بخاطر نداشتم ، پس آنحضرت (ع) قلم به مركب دان فرو برد و نوشت :" بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد ، وهر كاري بدست خدا است "، من (با ديدن اين صحنه) خنديدم ، فرمود : تو را چه شد ؟ گفتم : خير است ، فرمود : بمن بگو ، گفتم : قربانت گردم بياد حديثي افتادم كه يكي از اصحاب از جد شما حضرت رضا (ع) برايم نقل كرده بود ، كه آنحضرت هر گاه دستور به كاري مي داد مي نوشت : "بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد " ، بدين خاطر لبخند زدم ، آنگاه امام هادي (ع) بمن فرمود : اي داود اگر بگويم ترك كننده "بسم الله الرحمان الرحيم " همچون تارك نماز است در گفته ام صادق و راستگويم !.

10- فرد شكر گزار ، به خود آن شكر بيش از نعمتي كه موجب شكر شده سعادتمند و خوشبخت است ، زيرا نعمتها تنها كالا ومتاع دنيايند ، ولي شكر ، هم نعمت (دنيا ) است وهم پاداش (آخرت) .

11- براستي كه خداوند دنيا را سراي آزمون وامتحان ، و آخرت را سراي پاداش و جز اقرار داده ، و آزمون دنيا را سبب وموجب پاداش آخرت ساخته ، وپاداش آخرت را در عوض آزمون دنيا.

12- بتحقيق ستمكار فهميده ودانا ممكن است بخاطر همان فهمش از ستمش بگذرند،وبي شك صاحب حق نادان ممكن است همان حماقت او؛ نورحقش را خاموش كند.

13- هر كس دوستي و نظريه خود را برايت جمع كرد ، تو نيز بطور كامل مطيع او باش .

14-كسي كه خود را سبك شمارد و قدر خويش نداند ، از شر او در امان مباش.

15- سراي دنيا چونان بازاري است كه مردمي در آن سود برند وجماعتي ضرر كنند.

16- از حد خود تجاوز نكن و براي روزگار هيچ اثري در حكم خدا قرار نده .

17- اگر بگويم كسي تقيه را ترك كند مانند كسي است كه نماز را ترك كرده ، هر آينه راستگو باشم.

18- حسد  نيكوئي ها را نابود سازد ، ودروغ ، دشمني آورد ، وخود پسندي مانع از طلب دانش و خواهندة خواري و جهل گردد ، و بخل ناپسنديده ترين خلق و خوي است ، وطمع خصلتي ناروا و ناشايست است.

19- امام هادي(ع) به كسي كه در ستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند : از اين كار خودداري  كن كه تملق بسيار ، بدگماني به بار مي اورد و اگراعتماد برادر مومنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار وحسن نيت نشان ده .

20- اگر در زمانه اي بوديد كه عدل بيش ازستم رايج بود ،حرام است كه به ديگران بد بين باشيد مگر آنكه بدي او بر شما محرز شده باشد.واگر در زمانه اي بوديد كه ستم بيش از عدل رواج داشت كسي حق ندارد به ديگران خوشبين باشد مگر آنكه مطمئن شده باشد.

21- بهتر از نيكي ، نيكو كار است ، وزيباتر از زيبائي ، گوينده آن است ، وبرتر از علم حامل آن است ، وبدتر از بدي ، عامل آن است ، ووحشتناك تر از وحشت ، آورنده آن است .

22- از كسي كه بر او خشم گرفته اي ، صفا وصميميت مخواه و از كسي كه به وي خيانت كرده اي وفا مطلب واز كسي كه نسبت به او بد بين شده اي ، انتظار خير خواهي نداشته باش كه دل ديگران براي تو همچون دل تو براي آنها است .

23- نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به ديگران  ارائه دهيد و با شكر گزاري افزون كنيد ، وبدانيد كه نفس آدمي رو آورنده ترين چيز است نسبت به آنچه به او بدهي و بازدار نده ترين چيز است كه از او بازداري .

24- خشم بر زير دستان از پستي است .

25- نا فرماني فرزند از پدر و مادر ، داغ داغ نا ديدگان است.

26- چه بسا شخصي كه مدت عمرش سي سال مقدر شده باشد ولي بخاطر صله رحم و پيوند با خويشاوندانش ،خداوند عمرش را به 33 سال برساند . و چه بسا كسي كه مدت عمرش 33 مقدر شده باشد ولي به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحمش ، خداوند عمرش را به سه سال برساند.

27- نا رضايتي پدر و مادر كمي روزي را بدنبال دارد و آدمي را به ذلت مي كشاند .

28- مصيبت براي صابر يكي است ولي براي كسي كه بي طاقتي مي كند دو تا است .

29- مردم در دنيا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند .

30- مسخرگي تفريح سفيهان و كار جاهلان است.

31- وقت جان دادنت اهلبيت را به ياد آر كه در آن هنگام طبيبي جلوگير مرگت و دوستي نفع رسانت نباشد .

32- جدال ، دوستي قديمي را تباه مي كند وپيوند  اعتماد را مي گشايد وكمترين چيزي كه در آنست غلبه بر ديگري است كه آنهم سبب جدايي مي شود .

33- حكمت اثري در دلهاي فاسد نمي گذارد.

34- شب بيداري ، سبب لذت بخشي خواب ، وگرسنگي سبب خوش خوراكي در طعام ناب است .

35- اسب سوار سر كش اسير هواي نفس خويش و نادان اسير زبان خويش است.

36- افسوس كوتاهي در انجام كار را با گرفتن تصميم قاطع جبران كنيد .

37- خشم وتندي ، كليد سنگيني و گرانباري است و خشم بهتر از كينه توزي است .

38- مقدرات چيزهايي را بر تو نمايان مي سازد كه به فكرت خطور نكرده است .

39- هر كه از خود راضي باشد ، خشمگيران بر او زياد خواهند بود .

40- فقر ، سر كشي نفس ونا اميدي شديد را سبب مي شود .

41- اگر مردم به راههاي گوناگوني روند ، من به راه كسي كه تنها خدا را خالصانه مي پرستد خواهم رفت .

42- كسي كه چهل روز گوشت نخورد بد خلقي پيدا كند ، وكسي كه چهل روز پي در پي نيز گوشت خورد اخلاقش بد شود .

43- خداوند از ازل تنها بود و چيزي با او نبود ، سپس اشياء را به صورت نو ظهور آفريد وبراي خودش بهترين نام ها را بر گزيد .

44- فروتني آن است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو چنان باشند.